Imam Hossein حضرت امام حسین علیه السلام

الف) شفای مرض پیسی

حبابة والبیه می گوید: من به دیدن امام حسین ـ علیه السّلام ـ می رفتم؛ اتفاقاً میان چشمانم پیسی پیدا شد و این امر بر من ناگوار آمد و چند روزی به دیدن ایشان نرفتم. سراغ مرا گرفت. گفتند میان چشمان او عارضی پیدا شده، امام ـ حسین ـ علیه السّلام ـ با اصحابش به دیدن من آمدند، آن حضرت فرمود: ای حبابه! چرا نزد من نیامدی؟ علت را گفتم، پس ایشان آب دهان مبارک خود را به آن مالید و فرمود: حبابة خدا را شکر کن که آن علت را از تو دور کرد، به سجده افتادم، فرمود: حبابة، سربردار و در آئینه نگاه کن؛ سر برداشته (نگاه کردم ) اثری از آن ندیدم، خدا را شکر کردم.

ب) برطرف کردن غم و اندوه دیگران

از ویژگی های امام حسین ـ علیه السّلام ـ عواطف سرشار انسانی و دگر دوستی و نوع پروری آن حضرت است به ویژه نسبت به کسانی که در زندگی روزمره دچار گرفتاری و مشکلات و غم و اندوه می شدند. اسامة بن زید، بیمار بود و در خانه بستری شده بود امام برای عیادت اسامة به خانه او رفت و مشاهده کردکه اسامة بسیار آشفته و نگران است. حضرت فرمود: اسامة چرا این قدر نگران هستی؟ اسامة اظهار نمود که بدهکار هستم و حقوق دیگران در گردنم می باشد و می ترسم بمیرم و نتوانم بدهی خود را پرداخت کنم. امام فوراً دستور داد بدهی او را پرداختند. آنگاه اسامه آسوده خاطر گردید و بعد از چند روز در همان بستر بیماری از دنیا رفت.[3]

ج) فضائل بی شمار آن حضرت

مردی نزد حسین ـ علیه السّلام ـ آمد و گفت: از فضایلی که خدا بر شما قرار داده برای من بفرمائید؛ فرمود: تو طاقت تحمل آن ها را نداری، گفت: چرا، تحمل می کنم. امام حسین ـ علیه السّلام ـ حدیثی برای او بیان کرد، هنوز تمام نشده بود که سر و ریش آن مرد سفید شد و حدیث از یادش رفت، حضرت فرمود: رحمت خدا او را دریافت که فراموش کرد.[4]

د) تکلم با حیوانات

راشد بن مزید نقل می کند که گفت: از مکه تا قطقطانه (جائی است نزدیک کوفه) همراه امام حسین ـ علیه السّلام ـ بودم، دیدم (در بین راه) درندة گزنده ای به او رو آورد و با او تکلم کرد. حضرت به جهت او توقّف کرد و کلامی طولانی از آن درنده نقل کرد.[5]

در آوردن انگور از دیوار مسجد

کثیر بن شاذان روایت می کند که گفت: خدمت امام حسین ـ علیه السّلام ـ بودم که فرزندش علی اکبر در غیر فصل، از او انگور خواست. حضرت دست به ستون مسجد زد و انگور و موزی بیرون آورد و به او خورانید و فرمود آن چه برای دوستان خدا نزد او هست بیشتر است.[6]

سبز شدن درخت خرما

از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ در حدیثی روایت شده که امام حسین ـ علیه السّلام ـ در سفری زیر درخت خرمای خشکی منزل کرد. دعا نمود درخت سبز شد و برگ و خرما آورد. بالای درخت رفتند و به قدر کفایت خوردند.[7]

یافتن شتر گم شده

اعرابی به امام حسین ـ علیه السّلام ـ گفت: یابن رسول الله: شترم را گم کرده ام و غیر از آن شتری ندارم، پدرت حیوان گم شده را پیدا می کرد و هر گم شده ای را به صاحبش می رساند. امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: در فلان مکان برو، شترت را می بینی ایستاده و در مقابلش گرگ سیاهی است. اعرابی به آن جا رفت و بر گشت و به امام حسین ـ علیه السّلام ـ گفت: شتر خود را در همان جا یافتم.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . قندوزی حنفی، ینابیع المودة، قم، اسوه. چاپ اول، 1416ق، ج2، ص42.

[2] . ابن شهر آشوب، مناقب، بیروت، دارالاضواء، چاپ دوم، 1412ق، ج4، ص83.

[3] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 403ق، ج44، ص189.

[4] . حرعاملی، پیشین، ج 5، ص 195.

[5] . حر عاملی، اثباة الهداة المطبعة العلمیه، قم، ج 2، ص 588.

[6] . حر عاملی، همان، ج 2، ص 588.

/ 0 نظر / 35 بازدید