حکایت مورچه و حضرت سلیمان (ع)

روزی حضرت سلیمان (ع) مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پای کوه است. از او پرسید : چرا این همه سختی را متحمل میکنی ؟

مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید. و من به عشق وصال او میخواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان (ع) فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمیتوانی این کار را انجام بدهی.

مورچه گفت: تمام سعیم را میکنم.......

حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.

مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدائی را شکر میگویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد.......

تمام سعی یمان را بکنیم ، همیشه پیامبری در همین نزدیکی است .....

 

کنزالعمال ، ج2 ، ص 72

/ 2 نظر / 8 بازدید
دوست

عالی بود

حمیدرضا

سلام داستان جالبی بود ممنون از وبلاگ زیباتون